الشيخ الصدوق ( مترجم : گيلاني )
55
الخصال ( فارسي )
ابراهيم بودند . خدا يگانهيى ست كه دوم ندارد . دومى كه سومى نداشتند : آدم و حواست . سه : جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل است . چهار : تورات و انجيل و زبور و قرآن است . پنج : پنج نماز شبانه روز است ، كه بر پيامبر فرض شده . شش : گفتهء خداست كه آسمانها و زمين را در شش روز بيافريد . هفت گفتار خداست كه : بالاى سر شما هفت سازمان استوار ساختيم . هشت گفتار خداست كه در اين روز عرش پروردگار ترا هشت تن بردارند . نه : معجزات موسى ( ع ) است . ده گفتار خداست كه با موسى سى شب وعده نهاد . و به ده ديگر آن را كامل ساخت . يازده : گفتار يوسف است كه به پدر خود گفت در خواب يازده ستاره را ديدم . دوازده گفتهء خدا به موسىست كه عصاى خود را به سنگ بزن تا دوازده چشمه از آن بجوشد . راوى گفته : جهودان به على گفتند : گواهى مىدهيم به يگانگى خدا و پيامبرى محمد و پسر عم بودن تو پيامبر را . و به عمر گفتند : كه گواهى دهيم كه اين از تو شايستهتر است براى جانشينى از پيامبر . مترجم گويد از برداشت اين خبر معلوم است كه ساختگىست ، هيچ گاه جهودان اين جرأت و جسارت را داشتند با خلفاى اسلامى چنين گستاخانه سخن رانند و استدلالاتى كه بيشتر از قرآن ما مسلمانان است از على بپذيرند . بر فرض صحت اين داستان لا بد براى تفرق ميان زمامداران اسلام دست به اين سخنان مىزدند و به ريش ما مىخنديدند .